حرفهای نگفتنی

 

 

 

تو را می بینمت ..

.نه ان دیدنی که چشم بخواهد       

 و دیدگانی که نظارت کند     

  و اشکهایی که بجوشند از شوق   ..... نه  ....                        

   تو را می بینم              

 درست در زمانیکه هیچ کس را نمی بینم در کنارم         

  و تو را حس می کنم ....          

    نه ان حسی که سرچشمه اش نزدیکی باشد      

        و هیچ نماند از من و تو جز پوچ ترین حس ....   

 اری ...تو را حس می کنم      

  هر انقدر که بدانم    

       هیچ کس جز تو به من نزدیک نیست       

    و تو را می جویمت نه اتطور که گم کرده ای باشی         

    یا چیزی شبیه این .... نه .....     

       تو را می جویم 

   ان طور که ارامشم با یا فته های تو خو می گیرد   

      ......تو را می شناسمت     

 نه به کوی و برزنت  یا به انباری از نشانه ها و ظواهرت       

      نه .......  تو را انطور که هستی میشناسمت    

        و می پرستمت .  

 

 

 

 

چالش دانش و قدرت

 

درامدی بر رویکرد جامعه شناختی میشل فوکو

فوکو نظیر بسیاری از اندیشمندان جامعه شناسی سده ۲۰ میلادی از پذیرش یک نظم فکری خاص که بتوان بر مبنای ان وی را بطور قاطع در یکی از رشته های حوزه علوم اچتماعی معاصر جای داد طفره رفته است . گو اینکه خود فوکو نیز به احتمال قوی از اینکه او را یک جامعه شناس برجسته یا با عنوانی مشابه قلمداد کنند امتناع داشت . فوکو بسان مارکس فروید و یا ماکوزه نطریه پرداز برجسته مکتب انتقادی فرانکفورت در جامعه شناسی معاصر جایگاه واهمیت قابل ملاحظه ای دارد . این اهمیت نه به خاطر عنوان و یا موقعیت نهادی فوکو به عنوان یک جامعه شناس است بلکه به لحاظ تاثیر تحسین بر انگیزی است که وی در ادامه مسائل جدید جامعه شناسی معاصر از ان خود نموده است .  با اطمینان خاطر می توان گفت تاثیر اندیشه های فوکو در جامعه شناسی معاصر هم ردیف با تاثیر مارکس فروید و حتی ماکوزه تاثیری دراز مدت خواهد بود . بنابراین بدون کمترین شکی باید گفت رویکرد فکری فوکو و محور های فکری مورد علاقه وی در اینده نیز هم چنان بخشی اساسی از جامعه شناسی را شکل خواهد داد.