عنوان: سرمایه اجتماعی و توسعه سیاسی

 چکیده                                                                                               

    بی شک امروزه یکی از مولفه های اساسی درتوسعه وثبات یک جامعه ، مقوله سرمایه اجتماعی است . سرمایه ای که زیر بنای توسعه فرهنگی ، اقتصادی وسیاسی یک کشور است. اهمیت این سرمایه به میزانی است که از آن به عنوان ثروت نامرئی یک کشور یاد می کنند واز رهگذر این سرمایه حیاتی است که انسجام،اعتماد متقابل وحسن اطمینان وهمبستگی درجامعه فراهم گردیده وهرگونه کاهش درآن منجربه کاهش مشارکت های سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی واقتصادی شهروندان می شود. بنابراین حجم قابل توجهی از سرمایه اجتماعی در یک جامعه به تشکیل جامعه مدنی خواهد انجامید که شرط لازم برای دموکراسی محسوب می شود. در اين ميان وجود فضای راکد اجتماعی وسیاسی در جامعه ، نبود روح همکاری واعتماد واطمینان در بین اقشار مردم وغیاب نهادهای جامعه مدنی ، دغدغه های عمده نوشتن این نوشتار بودند.

 مقدمه

    مفهوم سرمایه اجتماعی درسالهای اخیر درحوزه های علوم اجتماعی، اقتصاد واخیراً درعلوم سیاسی مطرح شده است.تمرکزبرمقوله سرمایه اجتماعی خصوصاً درعرصه سیاست، عمدتاً برمبنای نقشي که این مفهوم درایجاد و تقویت انسجام اجتماعی، مشاركت سياسي و نهايتا در تكوين جامعه مدني ايفا مي كند صورت مي گيرد. بعلاوه مفهوم سرمايه اجتماعي دربر گیرنده مفاهیمی همچون اعتماد، همکاری، همیاری میان اعضای یک گروه یا یک جامعه است که نظام هدفمندی را شکل می دهد وآنها را به سوی دستیابی به هدفی ارزشمند رهنمود می سازد. سرمایه اجتماعی را نیز می توان به معنای هنجارها وشبکه هایی دانست که امکان مشارکت مردم در اقدامات جمعی رادر فضای دوستانه ومبتنی بر اعتماد فراهم می کند. گذشته از آن یکی از سرمایه های مهم هر جامعه ای که از مولفه های اساسی وموثر در توسعه وثبات آن کشور محسوب می شود سرمایه اجتماعی است. سرمایه ای که زیر بنای توسعه فرهنگی، اقتصادی وسیاسی یک کشور است . اهمیت این سرمایه به میزانی است که از آن به عنوان ثروت نامرئی یک کشور یاد می کنند واز رهگذر این سرمایه حیاتی است که انسجام ، اعتماد متقابل وحس اطمینان وهمبستگی در جامعه فراهم می شود وهر گونه کاهش درآن منجر به کاهش مشارکت های سیاسی، فرهنگی،اجتماعی واقتصادی شهروندان می شود وهمچنین رشد آسیب ها وجرایم اجتماعی، بی اعتمادی، یاس وناامیدی واحساس محرومیت نسبی وبسیاری از ناهنجاری ها نتیجه تقلیل سرمایه اجتماعی است. از این رو مقوله سرمایه اجتماعی به عنوان یک اصل اساسی برای نیل به توسعه پایدار وتحقق آرمان جامعه مدنی و دموکراتیک تلقی گردیده وحکومتها ودولتمردانی موفق قلمداد می کردند که بتوانند با اتخاذ سیاست های لازم و ارائه راهکارهای مناسب در ارتباط با جامعه به تولید وتوسعه سرمایه اجتماعی بیشتر نائل آیند.